سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

کارت دعوت جشن تولد دو سالگی سام

گل پسر قشنگم که هر روز بزرگ تر و شیرین تر می‌شی روز چهارشنبه این هفته سالروز تولدته عزیزم و ما به مناسبت این روز قشنگ، روزی که پروردگار مهربون به ما لطف بزرگی کرد و شما رو بهمون داد یک جشن کوچیک گرفتیم . عاشقتم گل قشنگم و منتظر اینکه روز به روز بزرگ شدن و قد کشیدنتو ببینم . می دو نی که از خدای مهربون بهترین و قشنگ‌ترین ها رو برات می‌خوام . عاشقتم عزیزم این کارت دعوت تولد 2 سالگیته. تم تولد امسال رو برات باب اسفنجی انتخاب کردیم عزیزم (چون که دوسش داری و بهش می‌گی باب). ...
27 ارديبهشت 1393

روز پدر

سلااام گل پسر قشنگم امروز روز پدر و روز مرد و من به شما مرد کوچکم تبریک می‌گم عزیزم و شما و من امسال برای بابای یک کیف و یک تی‌شرت گرفتیم و برای باباشی نازنین هم دمپایی نادر و برای دو تاشون هم کلیی آرزوها و دعا های خوب کردیم آرزو کردیم که همیشه همیشه سلامت باشن و شاد و سایشون هم بالای سر ما باشه امشب هم قراره بابایی رو ببریم رستوران و سه تایی جشن بگیریم عسلم . امیدوارم خودتم یک روز بابا بشی و بچه‌هات برات روز پدر و جشن بگیرن عزیزکم عاشقتم:* تازگی‌ها به بابایی می‌گی بابایی جونم به منم می‌گی مامان جون . الهی که من قربون جون گفتم مهربونم برم . عاشقتم گلم   ...
22 ارديبهشت 1393

بهارانه هایت - 93

گل مامان می‌خواهم برات از کارهایی که در این بهار انجام دادی و جاهایی که رفتی بنویسم روز سیزده به در با بابایی رفتیم کوه کلکچال و کلی بهت خوش گذشت تا ایستگاه 3 بالا رفتیم   روز 14 فروردین با بابایی بردیمت پارک لاله و کلی اونجا بازی کردی   روز 16 فروردین 1393  من و بابایی وارد 8 تمین سال از زندگی مشترکمون شدیم . 16 فروردین 1386 سالروز من و بابایی بوده و هر سال این روز رو با هم جشن می‌گیریم گل من . شما هم دومین سالی هست که توی این جشن ما هستی:) . امسال سه تایی باهم رفتیم کافه لیموترش و شام خوردیم که خیلی خوش گذشت به سه تامون روز 21 فروردین 93  روز رفتنت به بلند...
13 ارديبهشت 1393

بیست و سه ماه گذشت

گل پسر قشنگم، عسلک طلااییی من، عشق ابدی من، عزیز ترینم، شاهزاده خونم، بلاا ترینم، ناقلای من ، باورت میشه؟ 23 ماه گذشته از اینکه برای اولین بار چشمای قشنگت رو دیدم. عشقم بزرگ شدی ها... برات بگم که آقایی شدی برای خودت، آخه باشخصیت :)  دیگه م م نمی خوری و دیروز با اینکه چسب نداشت بی قراری نکردی فقط ادای اینکه شیر خوردی رو در اوردی بعد بوسش کردی و این منو خیلی خوشحال کرد . این یعنی آقا شدنت ، این یعنی کلیییی شما فهمیده ای و من هم عاشقتم. دیشب و بگم برات که اولین شبی بود که تا خود صبح بدون بیدار شدن خوابیدی تا خود صبح. عشقمی عسلم به خدا. این 23 ماهی که گذشت از قشنگترین ماه ها و روزهای عمرم بود ، چون که خداوند مهربون شما رو بهم داده بود. این ...
2 ارديبهشت 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد